-
امروز خاطراتت را سوزاندم...
سهشنبه 2 مهرماه سال 1392 19:08
امروز خاطراتت را سوزاندم اما! بوی خوش هیزمش بیقرارم کرد؛ اتفاق تازه ای نیست!! دوباره “دل تنگت” شدم…
-
بذرهای تنفر!!!
سهشنبه 2 مهرماه سال 1392 18:59
بیخودی به خودت زحمت نده! این بذرهای تنفر که در دلم می کاری... هرگز جوانه نخواهد زد…
-
امشب...
سهشنبه 2 مهرماه سال 1392 18:50
امشب بزنیم به سلامتیه اونی که دوستش داشتیم نفهمید درک نکرد شاید ما خوب نبودیم شاید اون نتونست درکمون کنه رفت تنهامون گذاشت دلمون براش تنگه اون حتی بهمون فکرم نمیکنه عکسش رو نگاه میکنیم میگیم بی شرررررف من که عاشقت بودم چرااااااا باید بری جونمم برات میدادم کی میتونه برات مثل من باشه اما تو چشمتو بستی بهم حتی فرصت ندادی...
-
شاید دل من عروسکی از چوب است
سهشنبه 2 مهرماه سال 1392 18:46
شاید دل من عروسکی از چوب است مثل قصـــــه ی پینوکیــو محبوب است اما چه دماغـــــــــــی داره این بیچاره از بس که نوشته: "حال من" هم خوب است ... ! دیگر کمتر اشـــک می ریزم… دارم بُــــــــزرگ می شوم یا سنـــــــگ …. !!! خدا میداند…
-
بارون...
سهشنبه 2 مهرماه سال 1392 18:30
قلب ها را نمی توان به آدم ها سپرد ، آدمها سختند ..!! قلب ها را باید به بارون سپرد ، بارون هرگز بی وفا نخواهد شد ... زیر بارون مهربانی ، مهربانی چشم ها را می توان احساس کرد و ترنم صدای عشق را می توان شنید ... زیر بارون می توان ستاره شدن را باور کرد و آنها را چید . زیر بارون ، زمین را آسمانی دیدم با وسعتی از عشق ......
-
عشق...
چهارشنبه 27 شهریورماه سال 1392 11:03
دخترک رفت ولی زیر لب این را می گفت او یقینا پی معشوق خود می اید پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه بود : مطمئنا که پشیمان شده بر می گردد عشق قربانی مظلوم غـــــرور است هنوز
-
پادشاه فصل ها...
چهارشنبه 27 شهریورماه سال 1392 10:58
پادشاه فصل ها آسمانش را گرفته تنگ در آغوش ابر با آن پوستین سرد نمناکش باغ بی برگی روز و شب تنهاست با سکوت پاک غمناکش ساز او باران، سرودش باد جامه اش شولای عریانی است ور جز اینش جامه ای باید بافته بس شعله ی زر تار پودش باد گو بروید یا نروید هر چه در هر جا که خواهد یا نمی خواهد باغبان و رهگذاری نیست باغ نو میدان چشم در...
-
اگر روزی مردم...
چهارشنبه 27 شهریورماه سال 1392 10:51
اگر روزی مردم تابوتم را سیاه کنید تاهمه بدانند سیاه بخت بودم بر روی سینه ام تکیه یخی بگذارید تا بجای معشوقم برایم گریه کند چشمانم را باز بگذارید تاهمه بدانند چشم انتظار معشوقم بودم و آخرین خواسته من از شما اینکه دستانم را ببندید تا همه بدانند خواستم ولی نتوانستم
-
سکوت!!!
دوشنبه 21 مردادماه سال 1392 20:56
فریـــــــاد که می کـــشمـ انـــــگار نمی شنــوی سکــــوتـــ که می کنـــــــمـ اما نگاهمــ می کنـی خوب یادمـ می آید همیشـــه سکـــوتــ می کــردی و می گفتــی اگر می خواهــی تحمـــل کنــی بایــد از ســنگـ باشـــی و اگر مــی خواهـــی از ســنگـ باشـــی بایــد سکـــوت کنـــی یـــادمـ که مــی آیی لبـــخند مــی زنمـــ...
-
FreeBuzZ Mobile Message Send To All
پنجشنبه 17 مردادماه سال 1392 22:29
دانلود
-
NimBuzZ 2.5.2
چهارشنبه 16 مردادماه سال 1392 18:49
دانلود
-
ای عشق من...
چهارشنبه 16 مردادماه سال 1392 12:53
ای عشق من با خیال راحت برو.......... دیگه بعد تو این دل بی قرار کسی نخواهد شد آسوده برو بعد تو این دل مست عشق کسی نخواهد شد مطمئن باش بعد تو هیشکی سراغ این دل را نخواهد گرفت این دل بعد تو مرده است ..........بی حس است بی روح است ،راحت برو .................. تو موفق شدی دلی را بدست آوردی که بعد تو سراغ هیچ عشقی را...
-
ﭼﻪ ﺯﻭﺩ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﺷﺪﻡ...
چهارشنبه 16 مردادماه سال 1392 12:48
ﭼﻪ ﺯﻭﺩ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﺷﺪﻡ ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﻛﻪ ﻧﮕﺎﻫﻢ ﺍﺯ ﻧﮕﺎﻫﺖ ﺩﻭﺭ ﺷﺪ.... ﭼﻪ ﺯﻭﺩ ﺍﺯ ﯾﺎﺩ ﺗﻮ ﺭﻓﺘﻢ ﺁﻧﮕﺎﻩ ﻛﻪ ﺩﺳﺘﺎﻧﻢ ﺍﺯ ﺩﺳﺘﺎﻥ ﺗﻮ ﺭﻫﺎ ﺷﺪ.... ﻣﻘﺼﺪ ﻣﻦ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺭﺍﻩ ﻋﺎﺷﻘﯽ ﺑﯿﺮﺍﻫﻪ ﺑﻮﺩ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﻭ ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ ﺑﯿﻬﻮﺩﻩ ﺑﻮﺩ! ﺑﺎ ﺍﯾﻨﻜﻪ ﺩﻟﺘﻨﮓ ﻫﺴﺘﻢ ﺍﻣﺎ ﭼﺎﺭﻩ ﺍﯼ ﺟﺰ ﺗﺤﻤﻠﺶ ﻧﺪﺍﺭﻡ ،ﺧﯿﻠﯽ ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻡ ، ﺭﺍﻫﯽ ﺟﺰ ﺗﻨﻬﺎ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﻧﺪﺍﺭﻡ! ﭼﻪ ﺯﻭﺩ ﻗﺼﻪ ﻋﺸﻘﻤﺎﻥ ﺑﻪ ﺳﺮ...
-
دلـتنـگـت مــی شــوم!!!
چهارشنبه 16 مردادماه سال 1392 12:42
حمـاقـت کـه شاخ و دم نــدارد! حمـاقـت یـعنـﮯ مـن کـه اینقــدر میــروم تـا تـو دلتنـگ ِ مـن شـوﮮ! خـبری از دل تنـگـﮯ ِ تـو نمـی شود! برمیگردم چـون دلـتنـگـت مــی شــوم!!!
-
بلد نیستم!!!!!!!
چهارشنبه 16 مردادماه سال 1392 12:36
تو زندگی را یادم میدهی دریچه امید را به آرزوهایم می گشایی ... و من بلد نیستم بگویم این لحظه های با تو بودن را زندگی میکنم ...
-
کتاب رمان عشق توت فرنگی نیست (مریم عباس زاده)
دوشنبه 14 مردادماه سال 1392 12:11
دانلود
-
کتاب رمان در چشم من طلوع کن (اعظم طیاری)
یکشنبه 13 مردادماه سال 1392 19:50
دانلود
-
به خاطر تو بود...
یکشنبه 13 مردادماه سال 1392 19:42
شمع ها را خاموش کردم تا تو مرا نبینی... آرام از درون شکستم تا تو صدایش را نشنوی... پرواز کردم تا تو مرا فراموش کنی... و به کنج تاریکی خزیدم تا مرا حس نکنی...
-
عشق سکوتیست در برابر همه اینها!!!!!!!
یکشنبه 13 مردادماه سال 1392 19:38
رویاهایم رادر کنار کسانی گزراندم که بودن ولی نبودن همراه کسانی بودم که همراهم نبودن دلم را کسانی شکستند که هرگز قصد شکسن دل انها را نداشتم و تو چه میدانی که عشق چیست? عشق سکوتیست در برابر همه اینها!!!!!!!
-
کاش بدانی
یکشنبه 13 مردادماه سال 1392 19:32
به ذهنم سپرده ام به جز تو به کسی فکر نکند... به چشمانم یاد داده ام که جز تو نبیند... من برای همسفر شدن با تو از تمام دلبستگیهایم گذشتم... کاش بدانی...